خانه وبلاگ
ايميل من
نویسندگان وبلاگ
امید نقشینه ارجمند
آرشیو وبلاگ
مهر ۸٥
لینک دوستان
لباب
يادداشتهای من
کاساندرا
بازاریابی چندسطحی
آمار وبلاگ
خروجی وبلاگ
لوگوی دوستان

داستان آقای امیرخانی، که هنوز خود آن را تکذیب نکردهاند، تا امروز از این آدرسها سر در آورده است:
کاساندرا (دروغ مصلحت آمیز)
آن سوی دیوار (پرچم بازی)
لباب (مؤمن در هيچ چارچوبی نمیگنجد!)
يادداشتهای من (پاسخ...)
تاملات (به نظر من نمونه یک بسیجی و یک کار بسیجی...)
آسمان (تقدیر رمان نویس مسلمان از اقدام غیرتمندانه یك جوان ایرانی)
البته دیدگاه همه این سایتها و وبلاگها یکسان نیست؛ برخی نقل و تمجید کردهاند، برخی مسخره کردهاند و گروهی حقیقت را بیان کردهاند.
یک روز پس از شروع به کار این وبلاگ سایت لوح پس از روزها تأخیر نامه سید جلیل کاظمیتبار را منتشر کرد: برسد به آقای امیرخانی!
نظرات برخی خوانندگانی که از آقای امیرخانی دفاع کردهاند خواندنی است.
پيام هاي ديگران () link ۱۳۸٥/٧/۱۸ - امید نقشینه ارجمند
مقدمه
مطالب زیر قاعدتاً میبایست در روزنامه همشهری و سایت لوح منعکس میشد ولی مسؤولین مربوطه در این مورد کوتاهی کردند و تنها جایی که برای بیانش یافتم یک وبلاگ بود.
قدرشناسی عملی زیبا و انسانیست، خصوصاً اگر موضوعش نیز عملی انسانی باشد.
چندی پیش نویسنده بنام و خوشفکر، آقای رضا امیرخانی مقالهای کوتاه با عنوان «آگهی قدرشناسی!» نوشت که در روزنامه همشهری، سایت لوح و بسیاری از سایتها و وبلاگها منتشر شد. خلاصه مقاله این بود:
در مراسم اختتامیه المپیاد جهانی ریاضی سید جلیل کاظمیتبار، عضو تیم ایران، میبیند که دانشآموز اسرائیلی، بر خلاف پروتکل المپیاد ریاضی که حمل پرچم در بالای سن را منع می کند، پرچم رژیم اشغالگر قدس را بالای سن میبرد و سید جلیل در جواب این حرکت، پرچم جمهوری اسلامی ایران را از روی میلههای سالن میکند و بالای سن میبرد.
آقای امیرخانی اینچنین از این حرکت تقدیر میکنند:
«تقدیر میكنم از تو... نه به خاطر مدال نقره جهانی المپیاد ریاضی اسلوونی ۲۰۰۶ كه همین چند هفته پیش گرفتهای... تقدیر میكنم از تو... به خاطر بینظمیات، به خاطر عدم رعایت پروتكل، به خاطر در آوردن پرچم جمهوری اسلامی از میله پرچمهای سالن كه قطعاً امری است كه موجبات جلب توجه سایران را فراهم میآورد...»
چنین داستانی برای من که روزی عضو تیم المپیاد ریاضی بودهام و چندین سال همراه تیم به مسابقات جهانی رفتهام عجیب بود زیرا نه تنها از آن پروتکل نشانی ندیده بودم، که مرسوم بودن بردن پرچم به بالای سن را با چشم خود دیده بودم. اصولاً این از پیشنهادات کمیته ملی المپیاد بود که اعضای تیم، همراه خود پرچم کشور عزیزمان را ببرند تا در افتتاحیه و اختتامیه از آن استفاده کنند.
برای اطمینان بیشتر با دوستانی که امسال در این مراسم حضور داشتند تماس گرفتم و نتیجه را از طریق سایت لوح به اطلاع نویسنده رساندم. آدرس تصاویری در مراسم اختتامیه المپیاد ریاضی چند سال اخیر را هم ضمیمه نامهام کردم که حاکی از مرسوم بودن استفاده از پرچم بود.[۱]
انتظار داشتم نویسنده آن مقاله با فهمیدن اشتباه خود سعی در جبرانش داشته باشد. اشتباهی که به مطبوعات و محیط اینترنت هم محدود نماند و سر از اخبار شبانگاهی شبکه سه، آن هم در میانه برنامه پربیننده کولهپشتی، درآورد و شنیدهها حاکی از آن است که یکی از وزرا نیز تصمیم دارد طی مراسمی از این حرکت انسانی، که البته تنها در خیال آقای امیرخانی رخ داده است، تقدیر کند! اما متأسفانه در کمال تعجب، آقای امیرخانی پس از این توضیحات روشن حاضر نشدند قدمی در راه تصحیح اشتباه خود بردارند.
دوست عزیزم سید جلیل نیز که مدتی غرق در نامههای تقدیر و تشکر و نکوداشت و غیره از طرف خوانندگان آن مقاله شده بود، نامهای برای آقای امیرخانی فرستادند و کپی آن را در اختیار من هم گذاشتند. خواندن نامه سید جلیل، نقش اول آن داستان، روشنگر است:
خدمت آقای رضا امیرخانی
این که میخواهید مردم به جای توجه به نرگس و... بهاصطلاح به شخصیتهای علمی (سمپادیها، المپیادیها و...) توجه داشته باشند کاملاً بجاست. منتها راجع به مقالهای که نوشتید انتقاداتی دارم.
در مقالهتان عکسی را نشان دادید که قابل انکار نیست: یک ایرانی با پرچمش کنار یک اسرائیلی.
ولی چه مدرکی برای جملاتی از قبیل «عدم رعایت پروتكل، به خاطر در آوردن پرچم جمهوری اسلامی از میله پرچمهای سالن كه قطعاً امری است كه موجبات جلب توجه سایران را فراهم میآورد» و «حرکت شجاعانه» دارید؟
در روی سن نه میلهای بود که من پرچم ایران را از آن کنده باشم، نه هیچ قانونی (کتباً یا شفاهاً) وجود داشت که بردن پرچم به بالای سن را ممنوع کند. نه دختر اسرائیلی کار خطائی انجام داد و نه من مقابله به مثل انجام دادم. و در نهایت فضای به وجود آمده طوری نبود که چرت کسی پاره شود.
در واقع قضیه از این قرار بود که ما با خودمان دو تا پرچم بردیم که در جشن اهداء مدال یکی را به من دادند که بالا ببرم. به طور کاملاً تصادفی نمره من با نمره آن اسرائیلی برابر بود و در روی سن پهلوی هم قرار گرفتیم. جالب اینجا بود که او یک پرچم کوچک به صورت یک دستبند داشت و پرچم من خیلی خودنمایی میکرد و در نتیجه تصویر خلقشده روی سن برای ایرانیان خیلی احساسبرانگیز جلوه میکند، وگرنه در حال و هوای سالن هیچ اتفاق عجیب و قابل توجهی برای حضار خارجی رخ نداد. تأکید میکنم، کسی کار نابهنجاری انجام نداد. وضعیت پیشآمده کاملاً طبیعی بود. تنها نکته واقعی هیجانی است که یک نفر ایرانی با دیدن آن عکس ممکن است به او دست دهد.
شما با دیدن عکسهایی که در سایت http://imo2006.dmfa.si/images/20060717 قرار دارد (ردیفهای آخر آنجایی که از سن گرفته شده است. اصلاً منظورم همان جایی است که عکس را از آن گرفتید و احیاناً خودتان نیز دیدید!) خواهید دریافت که بردن پرچم کاری بس پسندیده محسوب میشده است، همان طوری که سایر کشورها نیز آن کار را کرده بودند و هیچ خصومتی، طی آن صحنه، میان ایرانیها و اسرائیلیها رد و بدل نشد. شاید شما بخواهید از آن منظره بامزه برداشتهای استراتژیک بکنید و یک Forrest Gump جدید بسازيد که این حاصل ذهنیات است و نه عینیات.
توضیحاتم با کمال بیطرفی و بر اساس اصل گزارشگری حقیقت بدون جانبداری بود. همه مطالب بالا را شما بهتر از من میدانستید. در هر صورت مشاهدات من (نامههایی که دریافت کردم) نشان میدهد که احساسات ایرانیان در سراسر جهان با این مقاله کوچک شدیداً تحریک شد که به دلیل صحت نداشتن محتوای مقاله با توجه به عواقب آن که متوجه من میشود برایم قابل قبول نیست.
در آخر باید عرض کنم که این کارتان کم از نرگس، کوله پشتی و... نداشت.
با تشکر
سید جلیل کاظمی تبار امیرکلائی
نکته مهم دیگر این است که حتی اگر وضعیت آنطوری بود که آقای امیرخانی توصیف کردهاند آن حرکت به قول ایشان شجاعانه و خلاف قانون، بیشتر جای سرزنش داشت تا تقدیر! و اگر بپذیریم که مؤمن باید زیرک باشد، آن حرکت متناسب با یک انسان مؤمن نیز نبود؛ مردمان غربی بسیار بر احترام به قانون تأکید دارند و این از دلایل رشد تمدن آنهاست. در نتیجه اکثر حاضران حرکت خلاف پروتکل آن دانشآموز اسرائیلی را تقبیح میکردند و اگر سید جلیل نیز چنین میکرد آنچه دیده میشد این بود: دو نفر پروتکل را وقیحانه زیر پا گذاشتند، دانشآموزی اسرائیلی و دانشآموزی ایرانی. این دو ظاهراً بر خلاف دولتهای خود که همیشه با هم سر ستیز دارند، در این حرکت ضدقانون با هم همنظر و همدوش بودهاند!!
و من از طرف خودم، و نه از طرف کسی غیر از خودم، به عنوان معلمی که برای سید جلیل و دیگر دوستان المپیادیاش زحمت کشیدهام، از او تقدیر میکنم که با بالا بردن پرچم ایران عزیز نشان داد که قدردان مردم کشورش است و میداند که در رسیدن به این جایگاه، مستقیم و غیرمستقیم، یاریاش کردهاند.
از سید جلیل تقدیر میکنم که راضی نشد قهرمانی دروغین باشد و حقیقت را در کمال بیطرفی بیان کرد.
از او و دیگر دوستانش تشکر میکنم که در این سالها طوری رفتار کردهاند که به اعتراف سرپرستان تیمهای خارجی، دانشآموزان ایرانی از مؤدبترین و باوقارترین دانشآموزان شرکتکننده در این مسابقات بودهاند و میدانم اگر چنان پروتکلی نیز میبود، متمدنانه به آن احترام میگذاشتند و دانشآموز اسرائیلی را الگو قرار نمیدادند و نشان میدادند که مؤمن تا آنجا که با انسانیت و قوانین الهی تضادی پیش نیامده، به سنتها و قراردادهای اجتماعی احترام میگذارد.
از المپیادیها در هر رشتهای تقدیر میکنم اگر بدانند که استعدادی که خدا در وجودشان نهاده باعث افتخار نیست مگر این که متناسب با آن در راه او، به خلق او خدمت کنند.
از آقای امیرخانی تشکر میکنم به خاطر کتابهایی که نوشتهاند، بهخصوص «نشت نشاء» که اگر از پیاز داغش صرفنظر کنیم، نقد قابل تأملی بر پدیده مهاجرت نخبگان است. ولی به عنوان برادری کوچکتر به ایشان توصیه میكنم که مانند آن نماینده مجلسی نباشند که برخورد امام حسین (علیهالسلام) با مرد گستاخ شامی[۲] و برخورد مالک اشتر در مقابل توهین آن مرد کوفی[۳] را فراموش کرد و در نامه عجولانه خود، عمل ناشایست زیدان در بازی نهایی جام جهانی ۲۰۰۶ را به عنوان «دفاع به هنگام از حيثيت انسانی و اسلامی» ستایش کرد![۴] و مانند مسؤولان روزنامهای نباشند که بدون تحقیق حدیثی جعلی نقل کردند که در آن حضرت رسول (صلی الله علیه و اله و سلم) با ذکر نام، سید حسن نصرالله را تأیید و تحسین کردهاند و آنگاه که علماء اعتراض کردند، توضیحی کوتاه نزدیک بدین مضمون نوشتند که «ما حدیثی نوشتیم و برخی علماء گفتند در آن آدرس چنین حدیثی وجود ندارد.» همین، بی آنکه بگویند ما مرتکب خطا شدیم.[۵] دروغ بستن به رسول اعظم (صلی الله علیه و اله و سلم)، به همین سادگی!
امید نقشینه ارجمند
عضو تیم ملی المپیاد ریاضی در سال ۱۳۷۳ و عضو فعلی کمیته ملی المپیاد ریاضی
--------------------------------------------------------------------------------
[۱] در مورد المپیاد سال ۲۰۰۶، نگاهی به عکسهای این آدرس بیندازید:
http://imo2006.dmfa.si/images20060717.html
و در مورد سالهای قبل هم میتوانید در این آدرسها عکسهایی ببینید:
http://erdos.fciencias.unam.mx/omm/albums/album24/aaw.jpg
http://www.imo2004.gr/fimo/foto_4/025_athens/AGF00018.JPG
http://www.mmjp.or.jp/jmo/imo2003/contents/photo/01.jpg
[۲] مراجعه کنید به جلد اول کتاب داستان راستان، اثر شهید مطهری، صفحه ۲۸.
[۳] همان کتاب، صفحه ۶۵.
[۴] رئیس كمیسیون امنیت ملی مجلس: «اقدام زیدان دفاع از حیثیت اسلامی بود.» آدرس:
http://www.irna.ir/fa/news/view/line-7/8504208537144855.htm
مقاله «وادی شفتگان!» از آقای علی محبی را هم ببینید:
http://www.louh.com/student/General/Tadbir/tadbir015.asp
[۵] نگاه کنید به دو آدرس زیر:
http://www.kayhannews.ir/850519/14.htm#other1408
http://www.kayhannews.ir/850524/14.htm#other1409
پيام هاي ديگران () link ۱۳۸٥/٧/٩ - امید نقشینه ارجمند